غلامرضا سازگار
ای بضعه پاک کوثر یا بنت موسی ابن جعفر
محبوبه حی داور یا بنت موسی ابن جعفر
وصفت ز گفتن فراتر یا بنت موسی ابن جعفر
شمس الشموست برادر یا بنت موسی ابن جعفر
زیبد که زهرای اطهر یا بنت موسی ابن جعفر
نازد به همچون تو دختر یا بنت موسی ابن جعفر
محبوبه کبریایی، مرآت خیرالنسایی
مرآت خیرالنسایی، ریحانه المصطفایی
ریحانه المصطفایی، توحید سر تا به پایی
توحید سر تا به پایی، کانون مهر و وفایی
کانون مهر و وفایی، معصومه اخت الرضایی
نازد رضا بر تو خواهر یا بنت موسی ابن جعفر
بینایی چشم دل ها اعجازی از خاک پایت
قبر تو در قم همانا آغوش زهراست جایت
فردوس جوید تبرک از خاک صحن و سرایت
ماییم و دست گدایی، ماییم و لطف و عطایت
تنها نه در دامن قم، دنیاست دارالشفایت
تختت ز گردون فراتر یا بنت موسی ابن جعفر
تو دخت ام الکتابی، قم چون تو مادر ندارد
شمس الشموس دو عالم، مثل تو خواهر ندارد
چون غیر تو در غریبی غمخوار و یاور ندارد
دختر چو تو بعد زینب زهرای اطهر ندارد
والله مثل تو دختر موسی ابن جعفر ندارد
در خلق و خویی پیمبر یا بنت موسی ابن جعفر
ای جان جان دو عالم! جان دو عالم نثارت
نبوَد عجب گر نبیّین، گردند دور مزارت
آیند بهر زیارت، خلق از یمین و یسارت
تو داغدار رضایی، قم همچنان داغدارت
ای اهل قم سینه سوزت ای عالمی اشکبارت
ای اشکبارِ برادر یا بنت موسی ابن جعفر
تا دیده بستی ز دنیا قم گشت در بحر غم، گم
فریاد اهل قم از دل سرزد به چرخ چهارم
از سینه ها خواست شعله، از دیده ها ریخت انجم
تابوت تو همچو قرآن روی سر و دست مردم
شد تازه داغ مدینه در سینه مردم قم
با یاد زهرای اطهر یا بنت موسی ابن جعفر
لطفت به قم مادری کرد با آن که همسر ندیدی
در عمر کم جز فراق و داغ مکرر ندیدی
بس سال ها رفت و روی موسی ابن جعفر ندیدی
در شهر قم دیده بستی روی برادر ندیدی
بی بی تو راس برادر بر نیزه دیگر ندیدی
با چشم خود در برابر یا بنت موسی ابن جعفر
پر زد اگر مرغ روحت در غربت از آشیانه
دیگر نخوردی ز دشمن کعب نی و تازیانه
دیگر ندیدند بر سنگ، پیشانی ات را نشانه
دیگر نگشتی ز کوفه، تا شام ویران روانه
دیگر نشد دفن جسمت، مانند زهرا شبانه
کن گریه از بهر مادر یا بنت موسی ابن جعفر
دیگر تو بزم شراب و آیات قرآن ندیدی
تفسیر وحی خدا را با چوب خزران ندیدی
در طشت زر، روی خونین، خورشید تابان ندیدی
داغ سه ساله دل شب، در کنج ویران ندیدی
در شام ویران نرفتی، شام غریبان ندیدی
خاکت نگردید بستر یا بنت موسی ابن جعفر
من «میثم» روسیاهم، خاری در این بوستانم
هم خاک زوار این در، هم کلب این آستانم
هر چند غرق گناهم می دانی از دوستانم
از این چه بهتر که عمری عبد شما خاندانم
یا فاطمه اشفعی لی نگذار تنها بمانم
در مرگ و در قبر و محشر یا بنت موسی ابن جعفر