ای سلام خدا به جان و تن ت
چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۹، ۱۰:۳۱ ق.ظ
ای سلام خدا به جان و تن ت
ای همه حُسن در رخ حسنت
تو سپهر و ستاره ،زخم دلت
تو چراغی و داغ ، انجمنت
پیکرت همچو شمعِ سوخته ای
آب شد در درون پیرهنت
پاره های جگر برون می ریخت
با دل پاره پاره ،از دهنت
ماهی بحر بر تو می گرید
که غریبی هماره در وطنت
جگر اهلبیت می سوزد
تا قیات به یاد سوختنت
گه جفا در جواب مهر و وفا
گاه دشنام ،پاسخ سخنت
عوض آب ،زهر کینه به کام
جای گل ، ریخت تیر بر بدنت
تیر ها بر تو گریه می کردند
اشکشان بود جاری از کفنت
باور هیچ کس نبود ، نبود
که جسارت شود چنین به تنت
تیر دشمن به زخم تازه تو
گشت شرمنده از جنازه ی تو
۹۹/۱۲/۰۶